قالب وردپرس افزونه وردپرس

سیره‌ی نیکان در سطور رمان

شهرآرا: بازتاب شخصیت و زندگی بزرگان دینی و مذهبی در ادبیات داستانی فارسی امری باسابقه است، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جدی گرفته شدن هرچه بیشتر ادبیات دینی و مذهبی، داستان‌ها و رمان‌های گوناگونی با محوریت زندگی و اندیشه و گفتار و رفتار پیامبران و ائمه اطهار (ع) و نزدیکانشان نوشته شده است و می‌شود. از آن میان برخی آثار مورد اقبال یا معرفی بیشتری قرار گرفته‌اند. در آستانه فرا رسیدن سالروز رحلت پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)، نگاهی داریم به ۳ رمان که به این معصومان توجه داشته‌اند.

آنک آن یتیم نظرکرده
«آنک آن یتیم نظرکرده» یکی از مشهورترین کتاب‌هایی است که درباره حضرت محمد (ص) در ایران منتشر شده است. نویسنده این رمان، محمدرضا سرشار که به رضا رهگذر نیز شهرت دارد، از نویسندگان باسابقه ادبیات انقلاب است. سرشار در این رمان -که بر پایه جست‌وجوهایش در متون تاریخی مرتبط با زندگی و سیره پیامبر اسلام (ص) شکل گرفته است- می‌کوشد با بیانی شاعرانه لحنی گرم و گیرا به داستانش ببخشد. نویسنده همچنین نثری کهن‌گرا را به کار گرفته است تا خواننده در حین مطالعه اثر در حال و هوا و فضایی تاریخی قرار گیرد. ماجرای رمان، از حوادث نزدیک به زاده شدن پیامبر (ص) مانند حمله سپاه ابرهه برای تخریب خانه کعبه تا مهاجرت شماری از مسلمانان به حبشه را دربرمی‌گیرد. گویا نویسنده وعده داده است دنباله وقایع زندگی حضرت رسول اکرم (ص) را نیز به نگارش درآورد. در بخشی از رمان آمده است: «با نشستن نخستین گنجشک بر کف سنگ‌فرش حیاط، پیامبر ناگاه در جان خویش جنبشی احساس کرد. نخست در زیر عبا و لحاف و گلیم، سنگین، جنبید. پس نرم پلک گشود و دیگربار دیده بربست.
از آن تب و لرز پیشین، هیچ اثر نمانده بود. لیک کوفتگی‌ای سخت در تن و دردی اندک در سر بر جای مانده بود.
به حیاط اندر، خنکای سپیده دم واپسین روز‌های پاییز که از جانب صحرا در زیر پوست شهر می‌دوید، لرزه بر تن گنجشکان می‌افکند. در زیر آن روی‌انداز‌های کلفت اما، گرمایی دلچسب تن سست پیامبر را در بر گرفته بود.
چه مایه پیکر کوفته و روان خسته‌اش در تمنای خواب بود! چه‌سان دلخواه و شیرین بود آن لحظه‌ها!
لیک آن لحظه‌های خوش، دیر نپایید. پیامبر، غوطه‌ور در میانه خواب و بیداری، ناگاه چندی، صدایی چونان کشیده‌شدن آهن بر آهن شنید.
آنگاه صدایی دیگر در گوشش نشست.
ـ‌ای جامه بر سر کشیده.
برخیز!»

مطلب پیشنهادی

آسایش پس از سختی

محمدرضا سرشار با اشاره به وعده الهی مبنی بر اینکه پس از هر سختی، آسایشی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *