آخرین خبر

  • • سه اثر جدید از محمدرضا سرشار چاپ می شود
  • شنبه 06 شهریورماه 89

    تازه هاي نشر: "پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی"،"انواع نقد ادبی" ،"نقد ادبی، کارکردها و آفات" اثر محمد رضا سرشار منتشر می شود.

    به گزارش خبرگزاری شبستان، "پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی"،" انواع نقد ادبی" ،"نقد ادبی، کارکردها و آفات" آثاری از محمد رضا سرشار است که کار تالیف و نگارش آن به پایان رسیده و در آماده سازی و بازبینی است و پیش بینی می شود، این سه کتاب در فصل پاییز منتشر و راهی بازار کتاب شود.

    محمدرضا سرشار در 23 خرداد سال 1332 به دنيا آمد. خانواده‌اش در اصل شيرازي بودند وی در عرصه نویسندگی و نقد ادبی تا کنون کارهایی بسیاری انجام داده است و در قصه گویی نیز دستی توانا دارد سرشار هم اکنون با عنوان رئیس علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و عضو هیئت علمی این مرکز پژوهشی به کار مشغول است.

آخرين نظرات خوانندگان

  • روژان: با آرزوی سلامتی و عمر طولانی برای دکتر یونسی.مردم بانه ادامه
  • man na to: علیرضا افتخاری هرچند فن آواز شجریان را ندارد اما تصنیف ادامه
  • احمد: سلام درود بر افتحاری افتخاری، ما هم دوستت داریم ملت ادامه
  • مدیر: سلام. سلامت باشید. استثنائا بفرستید. ادامه
  • سيد علي ميرآئيز حيدرآبادي: آقاي سرشار سلام خداقوت من بعد از سالها تازه امروز ادامه
  • یکی ازخوانندگان وب شما: روزنامه نگاری با نام حسن فتحی با سایت [...]در مجله ادامه
  • شبنم مقدم: سلام وبا آرزوي قبولي طاعات وعبادات اعضاي انجمن قلم ايران ادامه
  • مدیر: سلام.خداوند بر توفیقات شما بیفزاید.خودم که متاسفانه نمی رسم.اما از ادامه
  • سیدکاظم موسوی: جناب آقای سرشار با سلام ضمن آرزوی قبولی طاعات و ادامه
  • Anonymous: خسته نباشید این فرقه ها، که به نوعی با فرقۀ ادامه

آخرين تصاوير

  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • mostafa-rahmandoost.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg
  • nader-ebrahimi.jpg
  • mahdi-azar-yazdi.jpg
  • mohammad-Ali_Abtahi.JPG
  • sadegh-larijani.jpg
  • sayyed ali khamenei.jpg

آخرین کتاب

  • • "ببارد باران ، نبارد باران" سرشار به چاپ دهم رسید
  • دهمین چاپ کتاب "ببارد باران، نبارد باران" محمد رضا سرشار(رضا رهگذر) به وسیله انتشارات مدرسه راهی بازار کتاب شد.
    این کتاب در قالب داستانی نیمه آهنگین، می کوشد به زبانی ساده و در شکلی ملموس، علت عدم استجابت بعضی دعاها را برای مخاطبان کم سن و سال خود آشکار کند.
    قهرمان این داستان کودکانه، گنجشک مادری است که یک روز صبح زود، وقتی برای پیداکردن غذا برای جوجه هایش، لانه خود را ترک می کند، و در مسیرش به انسانهای مختلفی برمی خورد که به اقتضای کار و شرایط آن روزشان، برخی از خدا می خواهند که باران ببارد و بعضی به عکس، خواسته شان این است که آن روز هوا آفتابی باشد....
    "ببارد باران ، نبارد باران" با تصاویری جذاب و چهار رنگ، کار محمدحسین صلواتیان ، در 16 صفحه قطع خشتی با شمارگان 3300 نسخه به بهای 1200 تومان انتشاریافته است.
    مخاطبان این کتاب دانش آموزان کلاسهای اول، دوم و سوم دبستان اند، و مجموع شمارگان آن تا کنون، 64،050 نسخه است.

آقای مومنی عزیز؛ حالا نوبت شماست!

دیروز شاهد یادداشتی تحت عنوان"نامه سرگشاده...به ..." در سایتی - متاسفانه ارزشی و اصولگرا؛ که پیش تر نیز مطلبی از همین سنخ را از دوست هنرمند دیگرمنتشر کرده بود- بودم؛ که غمگینم کرد.البته به دوستی که در این مورد با من تماس گرفته بود گفتم که این گونه مطالب اگرچه تاسفبار و نوعی تف سربالا هستند، که - به تعبیر جهان نیوز - ، باعث خوشحالی و سوت و کف دشمنان انقلاب و اسلام می شوند، اما بهتر است به آنها پاسخی داده نشود. چه، از هرچه بگذریم، هر انسان دقیق و منصفی، با خواندن آنها، دیر یا زود، به ضعف استدلال، مبالغه منفی و اغراض نهفته در پس آنها پی می برد.اما به عنوان مشت نمونه خروار، گمان می کنم بد نباشد امثال منی که هم با نویسنده آن یادداشت سابقه همکاربودن طولانی در حوزه هنری دارم و هم سالیان کمتری با آقای مومنی دارای همین پیشینه ام، به صورت گذرا به یکی دو نکته در ارتباط با آن یادداشت بپردازم.شاید دوست نویسنده نامه را هم تا حدودی از اشتباه خارج کند.
اما بعد....
در آن یادداشت اشاره شده بود که از میان هنرمندان و ... هیچ کس با انتصاب آقای مومنی به این سمت موافق نبود(نقل به مضمون).
برای اطلاع آن دوست عزیز باید بگویم : قبل از صدور حکم ریاست آقای مومنی، خود من - البته اگر دوستمان مرا قابل بداند و جزء نویسندگان و هنرمندان به شمار آورد- طی دو یادداشت، در همین سایت، با ذکر دلایل و مستندات غیرقابل انکار، موافقت و حمایت خود را از این انتصاب اعلام کردم.کمی بعد، تنی چند از نویسندگان و پژوهشگران - که برخی از آنها از مدیران باسابقه حوزه هنری نیز بودند طی نامه ای که برای مقام معظم رهبری و جناب آقای خاموشی - ریاست محترم سازمان تبلیغات اسلامی - ارسال شد ازانتصاب آقای مومنی به این سمت، حمایت کردند. از جمله آقایان: مرتضی سرهنگی(مدیر دفتر ادبیات دفاع مقدس حوزه هنری)، هدایت الله بهبودی( مدیر دفتر ادبیات انقلاب حوزه هنری)، علیرضا کمری، مجتبی رحماندوست، محمد رضا بایرامی، رضا امیرخانی، محمد میرکیانی، محسن کاظمی، قدمی....
کسانی چون آقایان امیرحسین فردی،محمد حمزه زاده و ... نیز آماده امضای این نامه بودند؛ که به علت شتاب در رساندن نامه به دست بزرگ مورد اشاره و در دسترس نبودن این افراد، این کار میسر نشد.
همچنین بعد از انتصاب، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، شامل خانمها و آقایان راضیه تجار، سمیرا اصلانپور، دکتر علی اکبر ولایتی، دکتر محسن پرویز، فیروز زنوزی جلالی، رضا رسولی و خود من، طی بیانیه ای، این انتصاب شایسته را تبریک گفتند. و به احتمال زیاد، اغلب اعضای انجمن قلم ایران، که این افراد را برای هیئت مدیره انتخاب کرده بودند نیز نظری همانند منتخبان خود در این باره داشتند و دارند.( تا به حال شدند چند نفر ؟) این، جدا از دوستان اهل قلمی است که با گذاشتن نظر پای یادداشتهای من در سایت در مورد آقای مومنی، موافقت و خرسندی خود را از این انتصاب شایسته اعلام کرده بودند( از جمله آقایان سید احمد میرزاده، یوسف نیکفام،...)
بنابراین می بینید که موضوع، آن گونه که دوست دیگر ما - آن هم با آن مبالغه عجیب! - ذکر کرده بود نیست. مگر آنکه بنا را بر آن گذاشته باشد که جز خود و چند تن دوستانش - که از قضا اسمی هم از آنها نبرده بود - هیچ کس دیگری را که در این مورد نظری مخالف آنان داشته باشند، هنرمند به حساب نیاورد!
ضمن آنکه از این حرفها که بگذریم، اصولا در کجای اساسنامه حوزه هنری نوشته شده است که رئیس حوزه هنری را هنرمندان باید انتخاب کنند، که مشارالیه از اینکه نظر خود و دوستانش در این مورد لحاظ نشده است، این گونه برآشفته بود؟ و آیا در مورد انتصاب دو رئیس سابق حوزه هنری، چنین رویه ای اعمال شده بود؛ که حال در مورد آقای مومنی، خلاف آن صورت گرفته باشد!؟چرا در آن موارد شاهد نامه سرگشاده ای از نامبرده در وسایل ارتباط جمعی نبودیم؟!
آیا وی و دوستانش واقعا معتقدند دو رئیس قبلی حوزه هنری، در بدو انتصاب ، از آقای مومنی، اهلیت و شایستگی بیشتری برای تصدی این سمت داشتند؟! و اکر چنین نبود - که نبود - پس چرا در زمان آن انتصابها نامه سرگشاده ننوشت و منتشر نکرد؟!
مبالغه مطایبه آمیز دیگر دوست نویسنده نامه سرگشاده ... ما، طرح این ادعا بود که از میان کسانی که شایستگی ریاست حوزه هنری را داشتند، آقای مومنی حتی در یک فهرست صد هزار نفری هم قرار نمی گرفت!(نقل به مضمون.)
اگر این یک شوخی و مطایبه یا طنز برای تغییر ذائقه مخاطب نیست، پس باید پرسید :با وجود این همه مدیر فرهنگی سطح بسیار بالای مورد ادعای دوستمان در کشور، پس چرا اوضاع مدیریت فرهنگی کشور دچار مشکل است؟!چرا این دوست عزیز، اسامی این در و گوهرهای پنهان را افشا نمی کند، تا مسئولان فرهنگی کشور، در این مورد، این قدر مشکل نداشته باشند و به این در و آن در نزنند؟!این همه شخصیت بزرگ و مهم فرهنگی را برای چه و کی احتکار کرده است؟! چرا بخل می ورزد؟!رو کند؛ بگذارد از قبل این خدمت بزرگ او، در فرهنگ مملکت انقلابی شود؛ و از این طریق، همه اهالی فرهنگ را دعاگوی خود کند!
در باره مسائل پشت پرده ای که منجر به مخالفت این دو تن از دوستان هنرمندم با آقای مومنی و رسانه ای کردن موضوع - متاسفانه با استفاده از یک سایت ارزشی و اصولگرا - شده است ، همچنان که برخی دوستان را دعوت به سکوت کرده ام، خود نیز چیزی نمی نویسم. و امیدوارم که نیازی هم به این کار پیش نیاید.
در پایان، برای آقای محسن مومنی شریف- که هم نام کوچک و هم دو جزء شهرتش به راستی با مسمایند - صبر و اجر جزیل آرزو می کنم؛ و امیدوارم این اقدامات تاسفبار، خللی در روحیه، یا وقفه ای در تلاشهای ایشان برای بازگرداندن حوزه هنری به جایگاه شایسته اش در عرصه هنر و ادبیات و فرهنگ کشور پدید نیاورد.

نظر دهید

ماجراي دايه و مادر

محمد رضا سرشار به دنبال مصاحبه‎هاي انجام شده با مريم صباغ‎زاده و اميرحسين انبارداران، در شماره 49 نشريه پنجره، محمدرضا سرشار جوابيه‎اي را ارسال داشته است كه از نظر مي‎گذرانيد. 1- اين پاسخ كاملا شخصي است؛ و ربطي به مسئوليت اينجانب در انجمن قلم ايران، ندارد. 2- خانم مريم صباغ‎زاده ايراني و آقاي اميرحسين انبارداران، با تفاوت‎هايي، از حدود...

روحانیت بدون اسلام و اسلام بدون روحانیت!

اواخر دهه 1360، زمانی که هنوز عده ای از دوستان ما - در عرصه ادبیات و هنر- هنوز از اسلامشان شرمنده نشده بودند - یا لااقل هنوز شرایط را مناسب اعلام این شرمندگی نمی دیدند - یکی از همین دوستان می گفت: دو چیز خیلی خطرناک است: روشنفکری که بخواهد ادای آخوندها را درآورد؛ و آخوندی که بخواهد ادای روشنفکرها...

پس از مبعث

روز با روح شیری خویش، در كار دمیدن در كالبد رخوت‌زده‌ی شهر بود. تاریكی نرم‌نرم واپس می‌نشست و روشنایی پیش می‌خزید. سیاهی رنگ می‌باخت و هر دَم نازكتر می‌گشت، و سپیدی بر آن چیرگی می‌یافت. خدیجه، در كنار شوی، بر تخت میهمانسرا، در خوابی سنگین بود. هم، پیامبر را خوابی ژرف در خود گرفته بود. از پسِ آن ماجرای شگفتِ...

یک دعا

گاه پیامکهایی به دستمان می رسد که نشان از ذوق و احتمالا خلاقیت فرستنده آنها دارد. به طوری که انسان احساس می کند به سادگی نمی تواند پاکشان کند؛ و در مواردی نیز دلش می خواهد آنها را برای کسانی که دوستشان می دارد ارسال کند تا آنان نیز از خواندنش محظوظ شوند.یکی از این پیامکها، متن کوتاهی است...

آقای دکتر پرویز عزیز، خسته نباشید!

بعد از ظهر روز سه شنبه،از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر، مراسم دوازدهمین دوره کتاب فصل در محل تالار سوره مهر واقع در حوزه هنری برپا بود.مراسمی که به گفته مسئولانی که در دوره های مختلف پیشین آن حضور داشته بودند، بحمدالله از بیشترین استقبال مخاطبان برخوردار بود. در این مراسم بنا بود آقای دکتر محمد حسینی...
حکایت من وحذف نام آقای احمد محمود از فهرست نویسندگان برتر ادبیات داستانی کشور در سال78 اخیرا آقای عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی گستاخانه در اعتراض به پخش ویژه برنامه سیما در باره خودش - خطاب به یک مسئول عالیرتبه نظام - ، ذکری هم از من به میان آورده است، مبنی براینکه رهبر معظم انقلاب گویا به استناد نامه ای...
کامبیز(یا آن طور که خود دوست می داشت بنامندش:یوسف) ملک شامران(1341-1361؛هفدهم اردیبهشت) از نویسندگان جوان مستعد متدین انقلابی عضو گروه جنگهای نامنظم شهید چمران بود که در همان عنفوان جوانی(بیست سالگی) در جبهه های جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت نائل شد.او که در همان سن کم، مجموعه داستان های کوتاهی برای کودکان منتشر کرده بود، به فاصله اندکی...

سازنده موسیقی آغاز برنامه "قصه ظهر جمعه" کیست؟

موسیقی نشان(آرم) برنامه قصه ظهر جمعه، یکی از خاطره انگیزترین موسیقیها و آرمهای برنامه های رادیویی برای شنوندگان قدیمی این رسانه است. به طوری که برای آنان نوعی حالت نوستالژیک و شرطی پیدا کرده است.تا آنجا که یکی از مراجعه های همیشگی و قابل توجه دوستان به همین سایت، برای شنیدن و دانلود این موسیقی است. ضمن آنکه بعضی...

پنج قصه ظهر جمعه را رایگان بشنوید یا دانلود کنید

امروز اتفاقی گذارم به سایت ایران صدا افتاد. با کمال تعجب دیدم حداقل پنج برنامه قصه ظهر جمعه با صدای مرا به طور رایگان روی سایت گذاشته اند.البته دور صدای چهار تا از این برنامه ها تند شده بود ؛ و کیفیت صدا طبیعی نبود؛ اما به مصداق کاچی به از هیچ چی، برای دوستانی که به دنبال این...
بعد از ظهر پریروز ، در ضلع جنوبی شبستان اصلی مصلای تهران(محل برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب) در حال عبور بودم، که به یکی از غرفه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رسیدم که سی دی های صوتی نمایشهای رادیویی را می فروخت. پرسیدم: سی دی قصه های ظهر جمعه رادیو را هم دارید؟ متصدی غرفه گفت :...