آخرین خبر

  • • محسن پرویز در گفت‌وگو با فارس: سیاست ما استفاده از چهره‌های تازه برای جشنواره قلم زرین است/ ایجاد نمایندگی در استان‌ها با برنامه‌ای مدون
  • شنبه 15 آذرماه 93

    سخنگوی انجمن قلم درباره انتخاب دبیر جایزه قلم زرین گفت: سیاست ما استفاده از افراد تازه در دبیری جشنواره است و افرادی که انتخاب می شوند باید توانایی کافی داشته و چهره نسبتا شناخته شده در عرصه شعر و داستان و نقد ادبی و پژوهش باشند.
    خبرگزاری فارس: سیاست ما استفاده از چهره‌های تازه برای جشنواره قلم زرین است/ ایجاد نمایندگی در استان‌ها با برنامه‌ای مدون

    محسن پرویز سخنگوی انجمن قلم در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون انتخاب دبیر سیزدهمین دوره جشنواره قلم زرین اظهار داشت: در آخرین جلسه هیات مدیره انجمن قلم چند موضوع مطرح و مورد بررسی قرار گرفت که یکی از مهمترین آنها انتخاب دبیر سیزدهمین دوره جشنواره قلم زرین بود.

    وی در ادامه با اشاره به روند انتخاب تصریح کرد: همه ساله جایزه قلم زرین در روز 14 تیرماه همزمان با روز قلم برگزار می شود و از نظر زمانی مقدم به سایر جوایز است، این قضیه هم مشکلاتی به دنبال دارد، اما ما مصر هستیم جشنواره در تیر برگزار شود.

    به گفته پرویز، مشکل اینجاست که ما وقتی جایزه را در تیر ماه برگزار می‌کنیم یعنی در واقع در نیمه چهارمین ماه سال هستیم، چون آثار سال قبل را مورد مطالعه قرار می دهیم . ممکن است انتشار برخی آثار به بهار سال بعد کشیده شده باشد ولی در شناسنامه کتاب قید سال گذشته را داشته باشد، از این رو داوران طبیعتا فرصت اندکی برای داوری دارند.

    سخنگوی انجمن قلم تصریح کرد: داوران باید ظرف مدت کوتاهی کار فشرده داتشه باشند، از این رو در انجمن سعی کردیم این مشکل را با انتخاب دبیر و سر داوران در پاییز همان سالی که قرار است آثارش مورد قضاوت قرار گیرد، جبران کنیم.

    وی توضیح داد: داوران و سرداوران جلسات ابتدایی خود را تشکیل می‌دهند و فراخوان‌ها منتشر می شود، از سوی دیگر کار جمع آوری اطلاعات هم صورت می‌گیرد تا برنامه‌ریزی هایی که نیاز است برای داوری پیش از ورود به سال بعد انجام شده باشد.

    وی در ادامه تصریح کرد: کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمن ماه برگزار می شود و فاصله 10 ماهه در اختیار گروه‌های داوری است تا آثار را بررسی و داوری کنند، اما اگر این فاصله زمانی در قیاسی با برگزاری جایزه قلم که در تیرماه برگزار می‌شود صورت گیرد متوجه سختی و دشواری کار خواهیم شد.

    پرویز بیان کرد: همه ساله در هیات مدیره انجمن، جوانب کار باز بینی می شود، یکی از مواردی که پیش روی ماست بحث استفاده از افراد تازه در دبیری جشنواره است و کسانی که قبلا دبیر جشنواره نبوده‌اند باید لحاظ شوند، افرادی که انتخاب می شوند باید هم توانایی کافی داشته باشند و چهره نسبتا شناخته شده در عرصه شعر و داستان و نقد ادبی و پژوهش باشند.

    وی ادامه داد: استفاده از چهره‌های نو این فایده را دارد که افراد جدیدی را در این عرصه معرفی کنیم و فرصت تجربه نو را در اختیار این افراد قرار دهیم. بهره از افرادی که در انجمن تجربه داشته‌اند کا را با سهولت همراه خواهد کرد.

    وی با بیان اینکه هر سال سعی می‌کنیم به تصمیم درستی برسیم و هردو جنبه را لحاظ کنیم گفت: اگر این موضوع و اجرای آن در دبیری جشنواره هم محقق نشد سعی داریم در داوری‌ها از افراد با تجریه استفاده کنیم، با تلفیق این موضوعات هم اجازه نخواهیم داد اعتبار جایزه کم شود و هم نوعی کادر سازی برای آینده صورت می گیرد.

    سخنگوی انجمن قلم ضمن تاکید بر اینکه رای هیات مدیره مبنی بر انتخاب «کامران پارسی‌نژاد» بود افزود: وی در دوره‌های متعدد در داوری‌ها حضور داشته و یا بعضا مسئولیت جشنواره‌هایی خارج از انجمن را داشته است، حتی دبیری بعضی جشنواره‌ها و جوایز ادبی را برعهده داشته، بر این اساس آقای پارسی نژاد انتخاب شد.

    وی اضافه کرد: برای سرگروه‌های داستان، شعر و پژوهش هم افرادی مطرح شدند و قرار شد پس از صحبت‌های آقای پارسی‌نژاد و نهایی شدن، نام این افراد در جلسات هیات مدیره مطرح شود.

    پرویز با بیان اینکه موضوع دیگر که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت، مسئله راه‌اندازی انجمن در استان‌ها بود، از چندی پیش نمایندگی لرستان کار خود را آغاز کرده است، بر این اساس گزارشی از فعالیت‌های آن در جلسه ارائه شد.

    این مسئول با بیان اینکه از دیگر استان‌ها هم درخواست‌هایی داریم، ابراز داشت: تقاضاهایی از دیگر استان‌ها هم داریم، اعضای انجمن در استان‌ها متقاضی ایجاد نمایندگی هستند که پیرامون آنهم صحبت‌هایی شد. قرار شد برنامه مدونی برای نمایندگی ها داشته باشیم و هرکسی که متقاضی است ابتدا برنامه را مطالعه کند و اگر شرایط سازگاری داشت و صلاحیت هم در هیات مدیره مورد تصویب قرار گرفت آرام آرام برنامه ایجاد نمایندگی در استان‌ها را دنبال کنیم.

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930915000491#sthash.57Sm18Cz.dpuf

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام جناب طاهرخانی عزیز. خواهش می کنم! ادامه
  • طاهرخانی : سلام استاد استفاده کردیم . ادامه
  • نامشخص: به نظر من وقتی بستری برای دین و هنر وجود ادامه
  • نامشخص: دقت کردي كه خيلي به اعراب علاقه داري جناب راستي ادامه
  • مصطفی : ما قویا این فاجعه رو محکوم میکنیم ادامه
  • rasa : حداقل سگ نميفهمه ولي اينا که دم از انسان بودن ادامه
  • نظر من: با سلام راستش منم كاملا قبول دارم همجنس گرايي واقعا ادامه
  • مدیر: خدا نگهدار شما باشد. متشکرم. ادامه
  • گلشن: اینهم که ناتمومه.جرا ادامه
  • نامشخص: فدای استاد شاعرمان بشویم! خیلی دوستون داریم استاد! تمام روزهای ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • پخش ترجمه عربی نمایش رادیویی «از سرزمين نور»محمدرضا سرشار از راديو عربي
  • نمايشنامه رادیویی «از سرزمين نور» که به نمایش زندگي پيامبر اسلام(ص) از ولادت تا رحلت مي‌پردازد در راديو عربي شبکه عربي و آفريقايي برون مرزي در حال پخش است.

    به گزارش مشرق به نقل از برنا، نمايشنامه "از سرزمين نور" در راديو عربي شبکه عربي و آفريقايي معاونت برون مرزي در حال پخش است.

    داستان اين نمايشنامه زندگي پيامبر اسلام از ولادت تا رحلت را روايت مي‌کند. اين نمايشنامه نوشته محمدرضا سرشار است که ترجمه" عربی آن برعهده رائد دباب است.

    بلال بحراني، منار قيتولي، امير فوزي فرد، سلطان علي باغشاهي، سيد مصطفي رجاء و باسمه شکرچي بازيگران اين نمايشنامه راديويي هستند.

    طارق خزاعي راوي نمايشنامه و مصطفي فردوسي زاده ناظر لهجه ، عليرضا عزيزي تهيه کننده و عبدالکريم محمدي کارگردان نمايشنامه " از سرزمين نور" هستند که 70 قسمت آن آماده و در حال پخش است.

    نمايشنامه "از سرزمين نور" روزهاي چهارشنبه و جمعه از ساعت 16-15:30 پخش مي‌شود.

* لطفاً به صورت کلی تاریخچه‌ای از حضور مارکسیست‌ها و توده‌ای‌ها در صنعت نشر و بازار کتاب کشور بفرمایید.
باید سؤال را گسترده‌تر مطرح کرد، به دلیل اینکه کشور ما در قبل از انقلاب فقط عرصۀ تاخت و تاز مارکسیست‌ها نبود. از آن طرف آمریکا با تاسیس بنگاه انتشاراتی فرانکلین و فرانسه با تاسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب در ایران، هم به صورت مستقیم به نوعی دیگر در صنعت نشر ‌ما دخالت داشتند. به نظرم اگر تاریخچه‌ای از حضور هر دوی این‌ها گفته شود، بهتر است.
شاید اولین نفوذ مارکسیست‌ها در نشر ما، در اواسط دهۀ دوم قرن حاضر هجری شمسی بود. در سال‌های 15-1314 هجری شمسی، دکتر تقی ارانی و سایر اعضای گروه 53 موسوم به نفره که بعدها مشهور شدند و به واسطۀ همین گروه به زندان افتادند، نشریۀ دنیا را منتشر کرد. نشریۀ ظاهراً علمی بود، منتها با نگاه کاملاً ماتریالیستی. بدین معنا که افکار ماتریالیستی را در قالب مطالب علمی منتقل می‌کردند. البته ظاهرا در آن سال‌ها برای نشر این‌گونه مطالب انتشاراتی خاصی وجود نداشت و این آثار توسط ناشران مختلف چاپ و منتشر می‌شد. ولی نویسنده‌های مارکسیست فعّال بودند. مثلا
از سال‌های 16-1315 به بعد، بزرگ علوی که از نویسنده‌های مارکسیست و بعدها جزو گروه کمونیست‌های 53 نفره بود و در دهه 1320 هم به حزب توده پیوست، به طور منفرد کارهایی می‌نوشت و منتشر می‌کرد. صادق هدایت هم بعضی از آثارش مانند «حاجی آقا» یا داستان کوتاه آب زندگانی را در دهه 1320، تحت تأثیر همین افکار متمایل به حزب توده نوشت. حاجی آقا، که کتاب خیلی ضعیفی هم بود، در آن زمان توسط دولت اتحاد جماهیر شوروی به چند زبان کشورهای اقماری آن رژیم ترجمه و چاپ و منتشر شد. امّا در دهۀ بیست، بعد از اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، برای اولین بار به طور منظم
مارکسیست‌ها در زمینۀ نشر در ایران فعّال شدند. حزب توده هم انتشارات، هم چاپ‌خانه و هم نشریه‌های متعدّد داشت. همچنین انجمن فرهنگی ایران و شوروی، در زمینه نشر افکار مارکسیستی و آثار نویسندگان مارکسیست ایرانی بسیار فعال بود. حزب توده توسط کسانی مانند دکتر فاطمه سیاح که اولین زن دارای دکتری ادبیات روس، تحصیل کرده مسکو و مدرس دانشگاه تهران بود و احسان طبری دیگر نظریه پرداز حزب توده به صدور تئوری در زمینه ادبیات می‌پرداختند. و در این زمینه به قدری پر قدرت و نفوذ بودند که در دوره‌ای از دهۀ 1320، بخش قابل توجهی از نویسنده‌های کشور را تحت
تأثیر قرار دادند. کسانی مانند جلال آل احمد و ابراهیم گلستان که مستقیما به حزب توده پیوستند و در بخش نشریه ها و انتشارات آن‌ها مسئولیت داشتند و با آن‌ها همکاری می‌کردند و اشخاص دیگری مانند بزرگ علوی به نوع دیگر در این زمینه فعالیت داشتند. یا افرادی مانند صادق هدایت که عضو حزب توده نشدند ولی عملاً شیفته و هوادار این تفکر شده بودند. این سیطره به قدر ی شدید بود که در آن زمان بعضی از نویسنده‌ها معتقد بودند که اگر نویسنده‌ای توسط حزب توده مورد حمایت قرار گیرد، می‌تواند پیشرفت داشته باشد و در غیر این صورت منزوی خواهد شد. بدین معنا که
اگر از جانب آن‌ها بایکوت شود، انگار که مرده است. آن‌ها در عرصۀ نشر و تبلیغات کتاب و ادبیات به قدرت بسیار زیادی دست پیدا کرده بودند به نحوی که بعدها در اوایل دهۀ چهل به بعد، انتشاراتی به نام انتشارات گوتنبرگ در تهران تأسیس کردند. این انتشاراتی مستقیماً کتاب‌های هدفمند ترجمه و چاپ شده به زبان فارسی در مسکو را وارد ایران می‌کرد و به فروش می‌رساند. حزب کمونیست روسیه، انتشاراتی به نام «پروگرس» داشت، که بخشی از آثار نویسنده‌های اتحاد جماهیر شوروی را که احساس می‌کردند برای اشاعۀ افکارشان در قالب ادبیات در کشوری مانند ایران مفید است،
توسط توده‌ای‌های پناهنده شده به شوروی با نام‌های مستعار ترجمه می‌کردند و بعد همان جا حروف نگاری و چاپ می‌شد. سپس کتاب چاپ شده را با قیمت بسیار نازلی به ایران صادر می‌کردند و جالب اینجاست که دولت شاهنشاهی هم هیچ ممانعتی از ورود این کتابها نمی‌کرد. این انتشاراتی ابتدا در خیابان منوچهری بود، سپس به جلوی دانشگاه منتقل شد. کتاب‌های روسی ارزان قیمت بودند و در سطح وسیعی وارد کشور و فروخته می‌شدند. تعداد قابل توجهی از ناشران در آن زمان و بعد از انقلاب اصلا مارکسیست بودند که هنوز هم به فعالیت خود ادامه می‌دهند. کار اینها چاپ و نشر
کتابهای ماتریالیستی، ضد یا غیرمذهبی و در صورت امکان کاملا مارکسیستی بود و هست. گمان می‌کنم اگر آمار بگیرند عدۀ ناشران چپ کمتر از ناشران غیر چپ نیست (چپ به عنوان مارکسیست). آمار دقیقی در دست ندارم، اما تعدادی از انتشارات چپ دیگر هم بودند که در دوره‌ای به فعالیت پرداختند امّا چندی نگذشت که تعطیل شدند. مخصوصاً در سه چهار سال اول بعد از انقلاب تعداد زیادی از ناشران چپ، خلق الساعه پیدا شدند که البته عمر کوتاهی داشتند و سرانجام به تعطیلی کشیده شدند.
مسئله دیگر مهم‌تر از نشر و ناشران، مسئله توزیع کتاب است. حتی در همین سال‌های اخیر می‌بینید اشخاصی مانند محمود گلابدره‌ای که اخیراً فوت کرد، قویا معتقد بود که شبکه توزیع کتاب در کشور ما همچنان در دست توده‌ای‌هاست. می‌گفت توده‌ای‌ها اگر اراده کنند کتابی پشت ویترین‌های کتاب‌فروشی جلوی دانشگاه قرار می‌گیرد و اگر نخواهند قرار نمی‌گیرد. ضعف اصلی ما در زمینۀ نشر و توزیع کتاب این است که با گذشت زمان زیادی از انقلاب اسلامی و با وجود این‌که امکانات بسیاری در اختیارمان بوده است تا به امروز نتوانسته ایم یک سازمان پخش قوی کتاب ایجاد
کنیم که بتواند سراسر کشور را تحت پوشش قرار دهد. حتی در زمینه مطبوعات هم، عده‌ای معتقدند که شبکه‌های اصلی توزیع مطبوعات کشور متعلق به همین تفکرات چپ و توده‌ای سابق است.
نفوذ دیگر مارکسیستها در کتابخانه های عمومی کشور و بخش کتاب‌داری است که فعالیت آن‌ها در این زمینه هم بسیار خطرناک و به ضرر جامعه کتاب‌خوان کشورمان است. حتی در دوره‌ای مهمترین کتابخانه‌های کشور را از جمله کتابخانه‌ ملی در حتی بعد از انقلاب، با حضور برخی کتاب‌دارهای دارای تفکر مارکسیستی اداره می‌شد. در حال حاضر هم، بقایای پیروان این تفکر مارکسیستی در میان کتاب‌دارها دیده می‌شود. به اعتقاد، من تشکل‌های بدسابقه و بدلاحقه ای مانند شورای کتاب کودک هم در این قضیه انحرافی بسیار موثر بودند. آنها از دهه 1340، چه از طریق تدریس اعضایشان
در رشته کتابداری دانشگاهها و چه برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت کتابداران دولتی یا مشارکت در برگزاری این دوره ها، در پرورش و تربیت کتاب‌دارها و فرستادن آن‌ها به کتابخانه‌های عمومی کشور نقش بسزایی داشتند. علاوه آنکه، با انتشار فهرست کتابهای از نظر خودشان مناسب برای مقطع سنی کودک و نوجوان، برگزاری سخنرانی و ترجمه و تالیف مقالات در زمینه کتاب و کتابداری، به هدایت کتابداران در سمت و سوی مورد نظر خودشان اشتغال داشتند. با این ترتیب، کتابدارن داری تفکر مارکسیستی اولاً کتاب‌هایی را که باب میل‌شان نبود و مخالف افکارشان بودند، در
اختیار مردم قرار نمی‌دادند. در ثانی حتی‌الامکان سعی می‌کردند کتاب‌ها و نویسنده‌های همفکر و مورد علاقه خودشان را به مخاطب معرفی کنند. آنها حتی در مواردی روی بعضی از جوانان کتا‌ب‌خوان و مستعدی که به کتابخانه‌های عمومی می‌رفتند، کار فکری می‌کردند و با طرح دوستی با آنان، آرام آرام جوانان ما را به سمت کتاب‌هایی که مورد نظر خودشان بود سوق می‌دادند. با این ساز و کار پیچیده و در هم تنیده، این جریان فکری، در نشریات، انتشارات، توزیع و کنترل کتابخانه‌ها به شکل شبکه‌هایی وسیع نفوذ داشتند و قطعا همچنان دارند. چون با پشتکاری که از
اعضای این جریان سراغ داریم و پشتیبانیهایی که از خارج و داخل از آنان می‌شود، بسیار بعید است که این شبکه به طور کامل متلاشی شده باشد. همان طور که هنوز هم رد پای این‌ تفکر را در کتابخانه‌های عمومی کشور احساس می‌کنیم.

*چه عواملی منجر به ورود این جریان‌های سیاسی به عرصۀ صنعت کتاب شد؟
کتاب مقولۀ بسیار مهمی است. یکی از مهمترین ابزارها برای اشاعۀ تفکرات این گروهک‌ها - به خصوص در گذشته - کتاب بود، و بالاخص هم تأکیدشان بیشتر روی کتاب‌های ادبیات داستانی است. آنها به ندرت کتاب‌های تئوریک مارکسیستی را تبلیغ و ترویج می‌کردند. دلیلشان هم این بود که کتاب‌های نظری، هم برای مخاطب جوان دشوار بود و جذابیت خاصی نداشت و هم این‌که ممکن بود بعضی بی‌منطقی‌ها و خشونت‌های موجود در این کتابها، خیلی زود خودش را به یک خوانندۀ تحلیل‌گر نشان ‌دهد. در حالی که در قالب داستان بلند، رمّان و داستان کوتاه به صورت بزک کرده و آرمانی و
خزنده و غیر مستقیم افکار خودشان را القاء می‌کردند. همچنان که یکی از نویسنده‌های بعد از انقلاب که مدتی هم در زندان رژیم گذشته با مارکسیستها حشر و نشر از نزدیک داشت، در مقاله ای اظهار کرده بود که یک پژوهش سردستی در مورد زندانیان سیاسی کمونیست رژیم پهلوی نشان می‌دهد که بیشتر آن‌ها نه از طریق مطالعه کتاب‌های تئوریک مارکسیستی مثل کاپیتال یا مثلا دیالتیک ماتریالیستی و مانیفست حزب کمونیست شوروی یا چین، بلکه از طریق مطالعه ادبیات مارکسیستی، مثل مادر ماکسیم گورکی و خرمگس اتل ایلیان ویلیچ یا چگونه پولاد آبدیده شد و دن آرام و زمین نو
آباد میخائیل شولوخف و مانند آنها مارکسیست شده اند.
از طرف دیگر این افراد جز رادیو فارسی شوروی، دیگر وسیله‌های ارتباط جمعی، مانند رادیو، تلویزیون و به مانند امروز وسیلۀ سهل الوصولی مثل اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای خارجی در اختیارشان نبود. نشریات و مطبوعات، مشکلات خاص خود را داشتند و امکان پذیر نبود در نشریات هر مسئله‌ای را عنوان کرد، امّا کتاب و کتابخانه‌ها فرصت وسیع و بی انتهایی برای اشاعه ایدئولوژی و پیشبرد اهداف در اختیارشان می‌گذاشت و به خصوص ادبیات که می‌توانستند به وسیله آن، حرف‌های خود را در قالب غیر مستقیم بزنند و از این طریق حساسیت دستگاه‌های سانسور
رژیم را زیاد تحریک نکنند. حسن دیگر کتاب این بود که قابلیت جابجایی و انتقال ساده به دورترین مناطق کشور حتی دورترین روستاها را هم داشت. یعنی همان کاری که افرادی مانند صمد بهرنگی - به تقلید از محمود ماکال ترکیه‌ای - اهتمام اصلی‌شان بود ...
*برخی از مصادیق برجسته، در حوزۀ کتاب‌های خاص یا نویسندگان خاص که در جریان سازی این گروه‌های سیاسی نقش سرنوشت ساز داشته‌اند بیان کنید.
یکی از مشهورترین آن‌ها، «مادر» مارکسیم گورکی «و» دن ارام «و زمین نو آباد» شولوخف «بود. »داستان پداگوژیکی «آ. ماکارنکو؛ »چگونه فولاد آب دیده شد «برمی گردیم گل نسترن بچینیم، خرمگس، حتی تا حدودی خوشه‌های خشم از جان اشتاین بک. در زمینۀ کتاب‌های تئوریک، کتاب» چه باید کرد «چرنیشفسکی، از کتاب‌های نویسنده‌های داخلی که در این مسیر به قلم تحریر در آمده بود کتاب‌های همچون» ورق پاره‌های زندان «بزرگ علوی، کتاب» از رنجی که می‌بریم «جلال آل احمد، »همسایه‌ها «احمد محمود و همچنین کتاب‌هایی که بعد از انقلاب نوشته شد، کتاب» مدار صفر درجه
«و خیلی از کارهای احمد محمود و برخی از کارهای دولت آبادی مانند کتاب» کلیدر «به نوعی همین افکار را ترویج می‌کند. اگر بخواهیم نویسنده‌های کمتر نشان‌دار و مشهور را در این زمینه نام ببریم از کسانی مثل منصور یاقوتی» مردان فردا «گل خاص، ... تقریباً همه کارهای علی اشرف درویشیان مانند» ابشوران «از این ولایت»، «سلول 18»، صمد بهرنگی به خصوص در بعضی از آثارش مانند، «یک هلو هزار هلو»، «24 ساعت در خواب و بیداری»، «ماهی سیاه کوچولو» که کانون پرورش فکری کودکان رژیم گذشته آن‌ را چاپ کرد، بعضی از کارهای م. ا. به‌آذین، بزرگ علوی، محمود برآبادی،
فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار، رضا براهنی، ناصر ایرانی و جمال میرصادقی در دورانی، ناصر پور پیرار، غلامحسین ساعدی، ....

*آیا چپ‌ها برای ترویج کتاب‌خوانی از شیوه‌های تبلیغاتی خاصی بهره می‌بردند؟
یک شیوۀ تبلیغاتی‌شان بزرگنمایی نویسندگان داخلی و خارجی همفکر یا همجهتشان و آثار آنان بود. که به عنوان نمونه به حاجی آقای صادق هدایت اشاره شد. روش دیگر شهید (!) سازی های دروغین از برخی نویسندگان مارکسیست و بهره برداری های بسیار وسیع تبلیغاتی از این موضوع برای ترویج هر چه بیشتر نام و آثار آنان بود. مانند استفاده‌ای که از مرگ به ظاهر مشکوک صمد‌ بهرنگی کردند، اما بعدها مشخص شد او واقعاً در رودخانه ارس غرق شده، و مرگش ربطی به رژیم گذشته ندارد. منتها آن زمان جلال آل احمد به کمک غلامحسین ساعدی شایعه‌ای را بر سر زبان‌ها انداختند مبنی بر
این که رژیم شاهنشاهی صمد بهرنگی را در ارس غرق کرده است. از صمد بهرنگی که وقتی که در قید حیات بود خواننده‌ای نداشت و نویسنده‌ گمنامی بود، شهید دروغینی درست کردند و تبلیغات سرسام آوری در باره اش به راه انداختند که موجب شد پس از مرگش آثار او مورد استقبال شدید مردم قرار گرفت؛ در حالی که اکثر مردم نمی‌دانستند مواضع این شخص مارکسیستی است. به محض این که یکی از آن‌ها به زندان می‌افتاد به عنوان یک چهره مبارز و انقلابی تبلیغات وسیعی برای او به راه می انداختند که باعث می شد استقبال خاصی از آثارشان ‌بشود. در آثارشان از ملاحظات اخلاقی که باید
رعایت شود خبری نبود. بعضی از این آثاری که نام بردم سراسر انباشته از صحنه‌های جنسی است و این برای یک عده جاذبه دارد. شعارهای اصلی مارکسیسم برادری، برابری، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، مبارزه با استثمار، مبارزه با سرمایه داری است، همه پسند هستند. با جملات قشنگی که به هر حال مورد قبول همه مردم و به خصوص طبقات محروم و عدالت خواه بود مردم را به آثار خودشان جذب می‌کردند با توجه به این‌که می‌دانستند همۀ انسان‌ها در دنیا تشنۀ عدالت هستند و مخالف استثمار و تبعیض اند. مارکسیستها هم برای کودکان و نوجوانان و جوانان به طور جداگانه فهرست
مرحله بندی شده مطالعاتی منتشر می کردند. در مواردی هم می شنیدیم که بعضی کتابهای دشوارتر را به صورت دسته جمعی مطالعه می کردند. ولی اینکه در کتاب‌خوانی روش خاصی داشتند، اطلاعاتی ندارم.

*چپ‌ها و توده‌ای‌ها با حضور پر رنگ در بازار کتاب ایران در دورۀ پیش از انقلاب به چه دستاوردهایی رسیدند؟
آن‌ها توانستند افکار خود را در سطحی وسیع ترویج کنند. در دوره‌ای، برخی نویسنده‌های غیر توده‌ای و غیرچپ متعلق به جریان شبه روشنفکری، چنین تصور می‌کردند اگر با حزب توده و جریان چپ همراه نباشند، منزوی می شوند. توده‌ای‌ها و مارکسیستها توانستند در جوامع دانشگاهی و طبقات تحصیل‌کرده و کارگری فوق العاده نفوذ کنند و از آن‌ها در جهت پیشبرد اهدافشان بهره بگیرند.

* آیا تأثیراتی که نگاه غالب چپ بر بازار کتاب در دورۀ پیش از انقلاب داشت، به دورۀ پس از انقلاب نیز سرایت داشته است؟
بله سرایت داشته است. در یک دوره‌ای که حتی شدیدتر از قبل انقلاب هم شد. همان طور که عرض کردم، الان بخش قابل توجهی از ناشران کشور به خصوص در تهران در جلوی دانشگاه و مناطق دیگر مارکسیست یا لااقل ماتریالیست اند. حتی برخی از شهرکتاب‌های تهران دست مارکسیستهای سابق است. این‌ها همچنان در بخش نشر نفوذ دارند. من قبل از انقلاب سعی کردم یک کتاب را به وسیله یک انتشاراتی مقابل دانشگاه چاپ و منتشر کنم. ناشر خودش مارکسیست نبود (انتشارات رز، یک انتشارات شبه روشنفکر بود). با اینکه داستان مرا کاملاً پسندیده و تصویب کرده بود حاضر نشد یک بسم الله
الرحمن الرحیم در اول کتاب بگذارد و با تمام قدرت در برابر این کار ایستادگی کرد. ولی من قبول نکردم و حاضر شدم کتابم را برای چاپ به یک ناشر خیابان ناصر خسروی بدهم اما بسما الله در اولش باشد.
یعنی در یک کشور اسلامی، گذاشتن بسم الله در ابتدای کتاب و چاپ آن در یک انتشاراتی مقابل دانشگاه یک امر محال بود. همچنان که حالا در نظام جمهوری اسلامی هم خیلی از ناشران جلو دانشگاه در ابتدای کتابهایی که چاپ می کنند بسم الله نمی گذارند. همۀ ناشران در آن زمان این‌گونه فکر می‌کردند. اینقدر غیر یا ضد مذهبی بودند که شما نمی توانید قبل از انقلاب در میان آثار منتشره توسط ناشران جلو دانشگاه کتابی را پیدا کنید که حتی یک «به نام خدا» در ابتدایش داشته باشد. به نظر می‌رسد هم اکنون ناشران دارای تفکر چپ و ضد یا غیر مذهبی قویترین شبکه‌های توزیع در
سطح کشور را دارند. به طوری که کتابی را که نمی پسندند، توزیع نمی‌کنند.
گفتگو کننده: زهره شفیع زاده


نظر دهید

صبح به خیر!

صبح روز دوشنبه ی تو به خیر! صبح روز سه شنبه ی تو به خیر! شاد باشی ی و خرم و خندان همه ی روزهای هفته ی تو به خیر!...

حرکت ارزشمند بانوی محجبه قهرمان ایرانی+ عکس

جودو قهرمانی آسیا - هنگ کنگجودوکار نوجوان عضو تیم ملی بانوان ایران با احترام جواب دست دادن نایب رئیس نپالی اتحادیه آسیا را داد.به گزارش مشرق، در جریان روز نخست از رقابتهای نوجوانان آسیا بانوي محجبه لرستانی نوجوان تیم ملی کشورمان بعد از كسب مدال روي سكو قهرمانی دست دادن با نایب رئیس نپالی اتحادیه جودو آسیا را با احترام پاسخ داد و از...
سخنگوی کاخ سفید در خصوص مذاکرات ایران و 1+5 و تمدید مذاکرات تا اول جولای (10 تیر ماه) گفت: «به اعضای کنگره هم گفته‌ایم که برای این تمدید، امتیازات زیادی از ایرانی‌ها گرفته‌ایم.»به گزارش رجانیوز، «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید امروز دوشنبه به جمع خبرنگاران آمد و به سوالات آنان پاسخ داد.اولین سوالات به انتشار گزارش سنا در خصوص...
رضا احسان پور از شاعران و طنز پردازان کشورمان شعر طنز جدیدی درباره وعده صد روزه اصلاح امور که در انتخابات ریاست جمهوری به مردم داده شد، سروده است.به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، رضا احسان پور از شاعران و طنز پردازان کشورمان شعر طنز جدیدی درباره وعده صد روزه اصلاح امور که در انتخابات ریاست جمهوری به مردم...
محمدحسین صفری، فیلمساز گنبدی مشغول ساخت مستند بلند "ادبیات کودک در ایران" است. این مستند صد دقیقه‌ای، به موضوعاتی نظیر تاریخ ادبیات کودک در ایران، ادبیات داستانی در حوزه کودک، جایگاه تصویرگری و مصورسازی در ادبیات کودک، ویژگی های ممتاز و برجسته ادبیات کودک ایران در دنیا می پردازد.به گزارش سلام گنبد، محمدحسین صفری، فیلمساز گنبدی مشغول ساخت مستند بلند...
نقد هفتمین جایزه جلال در گفت‌وگوی فارس با شهریار زرشناسبرخی برندگان جایزه «جلال» تکنیک‌زده و آرمان‌ستیزند/ این جایزه جلال بود یا جایزه گلشیری؟/ انقلاب اسلامی نیازمند تئوری ادبی استعضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: جایزه جلال که باید نماد ادبیات متعهد در کشور باشد، این روزها به کسانی داده می‌شود که تکنیک‌زدگی، محتوای نسبی‌انگار و آرمان‌ستیزی مؤلفه‌های...
مدت مدیدی است جایزه جلال آل احمد که به رصد و ارزیابی آثار ادبی در چهار حوزه داستان کوتاه، نقد ادبی، رمان و مستند نگاری می پردازد به کلاف سر درگمی مبدل شده است که با تغییر مدیریت فرهنگی در هردوره بر گره های آن افزوده می شود. این در حالی است که گاه بروز مسائل سیاسی و گاه بحران...
گروه سیاسی - رجانیوز: توافق ژنو برای ۷ ماه دیگر تمدید شده است. یعنی امتیازات نقدی که داده بودیم برای ۷ ماه دیگر به قوت خود باقی است بی ‌آنکه بعد از ۷ ماه قابل‌ بازگشت - و یا به آسانی و بدون هزینه کلان قابل بازگشت - باشد! به گزارش رجانیوز، «حسین شریعتمداری» در سرمقاله امروز «کیهان» با پرداختن...
بازخوانی بخشی از مناظره تاریخی سعید جلیلی با علی‌اکبر ولایتی؛تئوری ولایتی در مناظره چگونه در مذاکرات اخیر هسته‌ای باطل شد؟/ راز ذوق‎زدگی هیلاری از مناظره ها چه بود؟گروه سیاسی - رجانیوز: پایان دور اخیر مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ که نهایتا به نتیجه‌ای به جز «هیچ» نرسید و ادامه فرآیند تعلیق و کاهش دستاوردهای هسته‌ای کشورمان بدون لغو تحریم‌ها...

طلب دعای استاد حمید سبزواری برای شفا

گزارش فارس از سوگواره عاشورایی «بر آستان اشک»-------------------------------به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سومین شب از بخش دوم شب شعر عاشورایی «بر آستان اشک» با دبیری محمود حبیبی کسبیان و مهدی زنگنه با حضور حمید سبزواری، محمدعلی مجاهدی (پروانه)، مصطفی محدثی خراسانی،علیرضا معینی، محسن رضوانی، محمد سهرابی، فاطمه نانی‌زاد و جمعی از شعرا و مداحان اهل بیت (ع) در...