آخرین خبر

  • • مهلت ارسال آثار به "جشنواره ادبی غزه" تا پایان آبان تمدید شد
  • یکشنبه 20 مهرماه 93

    مسابقه داستان نویسی "جشنواره سراسری ادبی کودکان غزه" تمدید شد.
    علاقمندان می توانند تا تاریخ ۳۰ آبان ۹۳ آثار خود را در سه بخش داستان، شعر و قطعه ادبی به نشانی anjomanghalam1393@gmail.com یا «تهران، خیابان سید جمال الدی اسدآبادی - بالاتر از میدان سید جمال الدین اسدآبادی - بعد از کوچه ۴۴ - شماره ۳۶۰ - انجمن قلم ایران» ارسال کنند.
    شایان ذکر است، به آثار رتبه اول تا سوم در هر یک از شاخه ادبی فوق، جوایزی ارزنده اهدا خواهد شد.
    همچنین ، انجمن قلم ایران، از هر گونه کمک مادی و معنوی که بتواند به برگزاری هر چه باشکوه‌تر، مؤثرتر و شایسته‌تر این جشنواره یاری رساند، صمیمانه استقبال می‌کند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • آسمان خیال: هوالنور" با عرض سلام مطلب تاثیرگذاری بود. خوش به سعادتش! ادامه
  • مهرانه: شاید یعنی سر بالاترازبقیه بدن قرار میگیرد.مثل تختخواب شیب!!! ادامه
  • پری: والا من که کتابو خوندم ترسیدم! نتونستم ارتباط برقرار کنم! ادامه
  • حبيب اله بهرامي: درود استاد سرشار عزيز. بايد گفت: جانا سخن از زبان ادامه
  • نازنین: دیگه ازشمابعیده ادامه
  • نازنین: اعصابم خورده ادامه
  • اسماعیل مرادیان: باسلام وخسته نباشید احتراما باید به عرض برسانم همکلاسی داشتم ادامه
  • محمودیه: بسم رب الحسین خدا قوت کار ارزشمند شما به پژوهش ادامه
  • نامشخص: سلام. باشنیدن قصه های ظهر جمعه و صدای آرمش بخش ادامه
  • کیهان فارسیان: سلام.منظورشماازمطالعه بازاویه سی درجه چیست؟ ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • از سرزمین نور: و آن ستاره که دنباله دار می آید

    • قیمت :3,000 ریال


      عنوان :از سرزمين نور3: و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص))
      نویسنده / مولف :محمدرضا سرشار
      ناشر :پيام آزادي
      کد کتاب :500612
      تعداد صفحات :32
      قطع :رقعي
      جلد :شميز
      نوبت چاپ :3
      سال / تاریخ چاپ :85
      موضوع :منابع ويژه كودكان و نوجوانان




      از سرزمين نور3/و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص)) - 500612

      گذشت زمان، حجم سرسام‌آور اخبار جدید، اشتغالات متعدد ذهنی، ضعیف شدن فراگیر حافظه‌ها و به‌ویژه ضعف عمومی حافظه تاریخی اغلبمان، دروغهای بسیار ماهرانه‌ای که عده‌ای با در اختیار داشتن تریبونهای عمومی متعدد فراگیر به خورد مردم می‌دهند و مواردی از این قبیل، سبب می‌شود که به تدریج بعضی واقعیات و حقایق، دیگرگونه و گاه حتی واژگونه جلوه داده شود. که همین امر، در مواردی می‌تواند خسارتهای جبران ناپذیری به کشور بزند. قطعا به همین سبب بود که رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در همان سالهای ابتدای پیروزی انقلاب، پیشگویانه و مشفقانه به مسئولان و اهالی فن، توصیه کردند: «تاریخ این انقلاب را بنویسید؛ پیش ازآنکه دشمنان شما، آن‌طور که خود دوست دارند، آن را بنویسند!» (نقل به مضمون)

       اخیرا، وقتی پاسخ جوانی را - که اخیرا  به هر ترتیب به مسئولیتی رسیده که برایش زود است و کاملا طبیعی است و باید به او حق داد که نگران متزلزل شدن موقعیت شغلی خویش باشد؛ اما خود نیز می‌داند که با خودش مسئله‌ شخصی ندارم و او را خالی از استعداد نمی‌دانم و قلبا خواهان موفقیتش هستم - به یادداشت چند روز پیش خود خواندم، که در آن خواسته بود مثلا برخی مطالب را به من بیاموزد، خنده‌ام گرفت؛ و بی‌اختیار به یاد همین جمله گهربار حضرت امام - قدس سره - افتادم.

       (البته مخاطب من در آن بخش از آن یادداشت که وی به آن جواب داده بود، واقعا او نبود. چون نه وی باعث ایجاد آن تغییرات کارشناسی نشده مورد اشاره من، در آن تشکیلات بود و نه او خود، خود را به آن مسئولیت منصوب کرده بود و نه فعالیتهای کم خاصیت و باری به هر جهت آن تشکیلات - که برای اهدافی به مراتب بزرگتر تاسیس شده است - فقط مشکل همین چند ماه اخیری است که مشارالیه به این مسئولیت گماشته شده است.ضمن آنکه من - جز در موارد خاص که ضرورت ایجاب کند - معمولا عادت ندارم به انتقاد از معلولها و منصوبها بپردازم. بلکه در آن یادداشت، خطابم با رؤسای او و کسانی بود که علت این قضایا هستند. اکنون نیز این یادداشت را در پاسخ آن جوان یا برای درج در سایتهای معدودی که جواب وی را منتشر کرده بودند نمی‌نویسم. (هر چند مطالعه‌اش ، شاید برای افزایش اطلاعات عمومی جوانانی امثال او بد نباشد.) حتی خطاب به  همان مقامات بالاتر او هم نمی‌نویسم. (که گفته‌اند: در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!) برای کسانی می‌نویسم که به طور تخصصی جریان ادبیات داستانی را در کشور دنبال می‌کنند. آن هم صرفا برای اطلاع.)

       اما، همه این مقدمات را گفتم تا بگویم: یکی از مسائلی که از از دیرباز  در مصاحبه‌ها و سخنرانیها و یادداشتها و درددلهایم با برخی از مسئولان مطرح می‌شد این بود که در همه جهان، به‌خصوص در عرصه داستان، آنچه به جوایز ادبی اعتبار می‌بخشد، پیش از هر چیز، ارزش مالی آنهاست. به عکس، آنچه در کشور ما سبب کم اعتباری بسیاری از جوایز ادبی می‌شود، کمیِ ارزش مالی آنهاست.

       استدلال می‌کردم حق التالیفی که از یک چاپ یک کتاب حتی حجیم، سنگین و پرکار ادبی نصیب نویسنده می‌شود، اگر به زمانی که صرف نوشتن آن شده است تقسیم شود، بعضا از حقوق ماهانه یک کارمند معمولی بیشتر نمی‌شود. به‌ویژه اگر توجه کنیم که  با این شمارگانهای کم و دفعات چاپ با فاصله زمانی طولانی در سالهای اخیر (تازه اگر کتابی بخت چاپهای مکرر را بیابد)، نویسندگان بسیاری، روی بیش از یک چاپ آثارشان نمی‌توانند حساب ویژه‌ای باز کنند. حال آنکه همین مولف، اگر به برخی کارهای اجرایی  - مدیریتی که به مراتب بیشتر - ادبی بپردازد، درآمدش بیشتر و مطمئن‌تر از نوشتن است. بنابراین اگر نتوان از طرق دیگر - از جمله تخصیص جوایز ادبی ارزشمند - بخشی از زحمات نویسندگان آثار ادبی ارزشمند را جبران کرد، نگهداری عده قابل توجهی از آنان در عرصه تولید آثار ارزشمند ادبی، دشوار خواهد بود.

       این فکر در ذهنم بود، تا اینکه در اوایل دهه 1380یا اواخر دهه 1370، ، برای اولین بار در شورای هنر (وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی) به ریاست دکتر علی لاریجانی، کمیته‌ای به نام کمیته ادبیات تشکیل شد؛ که اعضای آن عبارت بودند از نگارنده، حسن خادم، اکبر خلیلی، راضیه تجار، محمود گلابدره‌ای، سهراب هادی و یکی دو نفر دیگر.

       در آن کمیته که دبیر آن عبدالحسین بقال لاله بود، ضمن بحثهای رایج دیگر، پیشنهاد تاسیس یک جایزه‌ مستقل خصوصی با نام جلال آل احمد مطرح شد و به تایید جمع رسید. از بین همان جمع، سه - چهار نفر، از جمله نگارنده، به عنوان موسسان این جایزه تعیین شدند و سهراب هادی، به نمایندگی از سوی بقیه، به دنبال طی مراحل قانونی برای ثبت آن افتاد. که هر وقت هم جلسه کمیته ادبیات شورای هنر برگزار می‌شد، گزارش پیشرفت کار را به جمع می‌داد.

       تا آنکه چیزی نگذشت که در دولت نهم، در زمان تصدی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط دکتر محسن پرویز، شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تعیین تشکیلاتی دولتی برای اداره آن، جایزه مذکور را به همین نام به تصویب رساند و خوشبختانه، مبلغ مادی آن نیز 110 سکه تمام بهار آزادی تعیین شد؛ که ارزش مادی آن 2.75 برابر گرانترین جایزه ادبی کشور تا آن سال، یعنی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بود.

       به دنبال آن، اعضای نخستین هیئت علمی این جایزه، که من نیز جزء آنان بودم، تعیین شدند و احکام آنان از سوی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شد و به کار مشغول شدند. اگر اشتباه نکنم، سه دوره اول، من جزء اعضای هیئت علمی این جایزه، یک دوره دبیر آن (به همراه دبیری سایر جوایز کتاب وزارت ارشاد؛ که بعدا خودم از این مسئولیت استعفا دادم) و یک دوره نیز همزمان با عضویت در هیئت علمی، جزء داوران بخش داستان این جایزه بودم؛ و از قضا، نوشتن پیش‌نویس و تعیین ریزِ معیارهای داوری و نمره دهی به کتب داستانی این جایزه هم، کار خود من است.

       این جایزه که امیدهای بسیاری به آن بسته شده بود، مثل برخی دیگر از فعالیتهای فرهنگی که به دست دولت افتاده و در بهترین صورت خود، از محتوای اصلی خالی شده و فقط پوسته‌ای از آن باقی مانده است، ، با انتخاب اکثریت اعضای هیئت علمی و به تبع آنان داورانی بیگانه با روح و اهداف اصلی تاسیس این جایزه، متاسفانه اغلب در سمت و سویی عمل کرده که حاصل آن هر چه بوده، دست کم رشد و اعتلا و رونق ادبیات متعهد ما نبوده است؛ و با این روالی که در پیش گرفته، بعد از این هم نخواهد بود. (تفصیل دلایل این امر را، در یکی از نامه‌های سرگشاده‌ای که در سال 1391 در باره تخلفات صورت گرفته در آخرین دوره برگزاری این جایزه در دولت پیشین، خطاب به وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ذکر کرده‌ام؛ و به تکرار آنها نمی‌پردازم.)

       در پایان بد نیست اشاره شود که، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی، چندی پیش اعلام کرد که در صدد است تصدی برخی از فعالیتهای فرهنگی خود - از جمله برگزاری جوایز ادبی این وزارتخانه - را به بخش خصوصی واگذار کند. اما بلافاصله تصدی اجرای آن را به بنیاد ادبیات داستانی واگذار کرد؛ که از صدر تا ذیلش - مستقیم یا غیر مستقیم - تحت نظر و حقوق‌بگیر و فرمانبر خود وزارت ارشاد هستند. که این امر، ضمن اینکه نقض آشکار ادعای مذکور خود وزیر است، تنها بهره‌اش گرفتار کردن بیهوده و بی‌دلیل بنیاد ادبیات داستانی در یک کار اجرایی است که قبلا تشکیلات خاص متصدی این امر را در بخشی دیگر از همین وزارتخانه (خانه کتاب) داشته است. البته این امکان هم وجود دارد که متولیان امر در وزارت ارشاد، به آن قصد که توجیهی برای ادامه حیات این تشکیلاتِ در حال حاضر کم‌ثمر و ناتوان از انجام وظایف اصلی خود - که همان رصد کردن، سنجش و برآورده ساختن نیازهای اساسی واقعیِ بر زمین مانده عرصه ادبیات داستانی متعهد کشور در زمینه‌های پژوهش، آموزش و تولید است -  دست و پا کنند، سعی کرده‌اند بخشی از مسئولیت دبیرخانه کتاب سال آن وزارتخانه را، به بنیاد ادبیات داستانی منتقل کنند. وگرنه، برای بنیاد ادبیات داستانی و هیچ تشکیلات مشابه دیگر دولتی، ، این نه فقط افتخار نیست بلکه بسیار هم بد است که کارهایی مثل برگزاری جوایز جلال آل احمد و پروین اعتصامی و ... را که سالهاست در بخشی دیگر از وزارت ارشاد در حال برگزاری است، بی هیچ توجیه منطقیِ، از چنگ آنان درآورد، و خود متصدی آنها شود؛ و جالب‌تر اینکه، بعد، ذوق‌زده پز آن را هم بدهد؛ و به این وسیله بخواهد توجیهی - در واقع عوام‌فریبانه - برای سودمندی حیات و بیکار نبودن خود ارئه کند!

     

    نظر دهید

    بازیگری که در سریال امام علی از شوق جان باخت!

    تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۳۵ در یکی از صحنه‌ها قرار شد علی آزاد در نقش ابن عباس داخل چادر امام علی(ع) بشود و بیرون آید. قبل از رفتن، او گفت: داوود، من از علی شرم دارم که به چادر او وارد شوم، نمی‌شود صحنه را عوض کنی و مثلا از کنار چادر بگذرم؟ گفتم نه.به گزارش جهان، یک...

    برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه انجمن قلم ایران

    به اطلاع می‌رساند مجمع عمومی عادی سالانه انجمن قلم ایران در روز شنبه مورخ۹۳/۸/۱۷ از ساعت۱۵ در محل سالن اجتماعات انجمن واقع در خیابان سیدجمال‌الدین اسدابادی، بالاتر از میدان سیدجمال‌الدین اسد ابادی، بین خیابان‌های ۴۴ و ۴۶، شماره ۳۶۰ برگزار خواهد شد. از انجا که رسمیت یافتن مجمع، نیازمند به حد نصاب قانونی رسیدن عده اعضای حاضر است؛ همچنین به...

    عید بزرگ غدیر مبارک باد!

    تا قافیه شعر «امیر» است و «غدیر» است برخیز که هنگام «مراعات» و «نظیر» است. من ماتَ علی حبِ علی ماتَ شهیدا آنان که نمردند، بمیرند که دیر است!...
    تا دوران معاصر، در کشور ما واژه‌ای به نام «ادبیات» در معنی فعلی وجود نداشت؛ بلکه به جای آن از مفرد این لغت، یعنی «ادبیه» یا «ادب» استفاده می‌شد. ادبیات در معنای عمومی‌اش به هر نوشته‌ای - اعم از تخیلی و بهره‌مند از صنایع ادبی کلامی، یا رسمی و معمولی و علمی - گفته می‌شود. از بخشنامه و رساله...
    گردهمایی اساتید برجسته؛ از نادر طالب‌زاده، شهریار بحرانی، جمال شورجه، وحید یامین‌پور تا صمصامی، پیغامی، خوش‌چهره و توکلی در ترم پاییز موسسه «طلوع»ثبت نام کلاس‌های ترم پاییز مجتمع آموزشی طلوع آغاز شد.به گزارش رجانیوز، پس از برگزاری موفق کلاسهای مجتمع آموزشی طلوع در یک سال گذشته ،موسسه طلوع برای ترم پاییز برنامه ای ویژه را تدارک دیده و با دست پر و با اساتیدی چون...
    محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) نویسنده و صدای آشنای سال‌ها پیش قصه ظهر جمعه از کتاب داستان‌های کودکی‌اش تا کتابخانه شانزده هزارجلدی امروزش سخن گفت. او معتقد است «کتاب کشی» مصیبت بزرگی است. سرشار درباره کتابخانه شخصی‌اش گفت: از زمانی که در دوران نوجوانی مطالعه می‌کردم، کتاب می‌خریدم و معمولاً آنها را نگه می‌داشتم. داستان‌های معاصر و آثار چهره‌های فعال...

    شوخی با شعرا

    دیشب در خواب، یک دوبیتی گفتم در کارگه جواهری، دُر سُفتم. بیدار شدم، نیامد آن شعرم یاد آنگاه، دوباره چشم بستم؛ خفتم!...
    امروز در خبری تبلیغاتی در یکی از مهم‌ترین سایتهای خبری ارزشی کشور، شاهد معرفی مجموعه بدسابقه و بدلاحقه «شورای کتاب کودک» و فرهنگنامه‌ای که توسط این تشکل، در حقیقت برای انحراف افکار و عقاید کودکان و نوجوانان معصوم این سرزمین پایه‌گذاری شده است بودم؛ که آه از نهادم برآورد! (متاسفانه چندی پیش نیز همین سایت با یکی از اعضای...
    رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: پیشنهاد می‌کنم مؤلفان، این کتاب را امسال در یک مدرسه معمولی تدریس کنند آنگاه اگر احساس کردید که این کتاب مفید نیست و نقدهای ما صحیح است شهامت داشته باشید و این کتاب را کنار بگذارید.به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، دومین جلسه از سلسله نشست‌های تخصصی نقد و بررسی کتاب‌های درسی،‌ادبیات...
    حقوق مادی و معنوی پیش بینی شده در قانون یا طبق عرف و موارد مانند آن برای شاعران و نویسندگان چیست؟ اغلب اهالی ادبیات، بسیاری از آنها را نمی‌شناسند. گاه چه بسا بعضی مسئولان دولتی هم که بدون شرایط لازم به بعضی مسئولیتهای فرهنگی می‌رسند از بعضی از این حقوق بی‌اطلاع‌اند. برخی مسئولان نیز چه بسا در عین داشتن اطلاع،...